صبح زود مثل همیشه برای مدرسه ساعت هفت از خونه زدم برون

مدرسه ما تا خونمون چهار کوچه فاصله داشت نمیدونم چطور مامانم اینقدر زود برا رفتن به مدرسه چیزی نمیگفت

ازونجایی که زود میرسیدم ودوستامم بودن حسابی قبل از زنگ صف بازی میکردیم فکر کنم از قبل این قرارو با هم گذاشته بودیم