مناجات باخدا(دعای ابوحمزه ثمالی)

حالا بریم سراغ دعای سحری که میخونیم

واااای که چقدر شیرین ولذت بخشه این دعاها

ماه رمضونه دیگه باید با خدا دوست باشیم راحت باشیم

❇️#رمضان‌_شناسی
✳️پادکست4⃣2⃣
✅شفاعت محبت

ما میدانیم طبق فرهنگ اسلامی،

اهل بیت شفاعت میکنند؛

شهدا و علما مقام شفاعت دارند؛

قرآن شفیع است.

اما علاوه بر اینها،

امام سجاد علیه السلام در دعای ابوحمزه از یک شفیع مهم دیگری هم پرده برداری میکنند:

حُبِّى لَكَ شَفِيعِى إِلَيْكَ

عشق و محبت من به تو، شفیع من است به درگاه تو... یعنی گوهری به نام محبت خدا مثل گوهر محبت به اهل بیت و بلکه بالاتر از آن در وجود ما هست که به تصریح امام، نقش شفیع را ایفا میکند.

حالا چگونه؟

ببینید خداوند عادل است و خدای عادل انسانی که محب خودش هست را با انسانی که محبت الله ندارد را یکجا و یکسان قرار نمی‌دهد.

پس محب واقعی خودش را همراه دوزخیان نمیکند... پس این سرمایه محبت خدا، نجات‌دهنده است.

دقیقا به همین جهت در فرازی دیگر این گونه با خدا عشق بازی میکند:

إن أدْخَلْتَنِی النّارَ أَعْلَمْتُ أهْلَها انّی اُحِبُّکَ

اگر مرا وارد دوزخ کنی به اهل دوزخ خواهم گفت که من تو را دوست دارم... یعنی مگر میشود تو محب خودت را کنار دوزخیان قرار بدهی...

پس باید از این محبت مراقبت کرد و آن را پرورش داد

. یکی از راههای پرورش محبت الله در قلب ما این است که از خودش بخواهیم... همان گونه که برخی علما توصیه می‌کردند این دعا را در نماز بخوانید:

اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي‏ حُبَّك‏ وَ حُبَّ ما تُحِبُّه‏ وَ حُبَّ مَن‏ یُحِبُّکَ وَ العَمَلَ َ الَّذِي ْ يُبَلِّغُنِي اِلی حُبِّکَ وَ اجْعَل‏ حُبَّك اَحَبَّ الاَشیاءِ اِلیَّ

چقدر دلبرانه و عاشقانه است... خدایا محبتت را روزی‌ام کن و محبت آنچه تو دوست داری و محبت آنکسی که تو را دوست دارد و عملی که مرا به محبت تو می‌رساند و محبت خودت را محبوب‌ترین چیز نزد من قرار بده...

این محبت با این اوصاف

هم کارکرد عاطفی و دلی دارد،

هم کارکرد رفتاری و اخلاقی دارد

و هم کارکرد ارتباطی و اجتماعی دارد.

╭━═━🍃🌼📚🌼🍃━═━╮
@proresearch
╰━═━🍃🌼💻🌼🍃━═━╯

در گوشی

وقتی کسی چیزی نمیفهمه ولی ما میفهمیم وحرص میخوریم

سرزنشش نکنیم چون از چنین نعمت فهمی محرومه

فقط خداروشکر کنیم که نعمت فهمیدنو خدا به ما داده

شعر خدای آسمونی

کودکانه

خدای آسمونی قدر منو می دونی می خوام برم دنیا رو خودم تنها بگردم
مامان من میگه که اشکال نداره برو ،
برو به جا های دور،
تو روشنی و لبخند
تو کشور های پُر نور
برو تو جنگ و دعوا
برو اونجا کاری کن
که تموم بشه این دعوا و این کارها
کار های بد مردم
برن همه برسن
به کار های خوبشون
همه لب هاشون خندون
دنیا پر از محبت بشه
پر از عشق و سعادت

چند قطره ای از دریا

◍⃟⛥﷽༻⃘⃕❀༅

❈نهج‌البلاغه در آینــه تصویر❈

🔊یکی از سخنرانی‌های بسیار جالب و مهم آقا امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) در صحرای صفّین، که متناسب با جامعه امروزِ ما نیز هست:

🔸مَنِ اسْتَثْقَلَ الْحَقَّ
أَنْ یُقَالَ لَهُ أَوِ الْعَدْلَ أَنْ یُعْرَضَ عَلَیْهِ،
کَانَ الْعَمَلُ بِهِمَا أَثْقَلَ عَلَیْهِ.

⚖کسی که شنیدنِ حـــــق،
یا عرضــــه شـــــــدنِ عدالت
بـر او مشــــــکل باشـــــــــد،
عمــــــــــل کــــــــردن به آن،
برای او دشــــوارتـر خواهــد بود.

📚 نهج‌البلاغه، فرازی از خطبه ۲۱۶ (بند۳)

🌷"مَنْ أَیْقَــنَ بِالْخَلَفِ جَادَ بِالْعَطِیَّــةِ."

┄═❁❀❈◦🌺◦❈❀❁═┄

🌷آن که پاداش الهی را باور دارد،
در بخـشــش سـخاوتمنــــــــد است.

📚 نهج‌البلاغه، حکمت ۱۳۸

╚🌷🌷════ೋ⛥࿐

شاخصه های انتخاب اصلح از نگاه نهج‌البلاغه

📌برای جلوگیری از ظلم بر اطرافیان خود نظارت داشته باشد
📌توجه به تولیدکنندگان و صاحبان صنایع
📌توجه به بازرگانان و تجار
📌درستکار و بدکار را جزای مناسب دهد
📌اهل مشورت بودن داشتن روحیه انتقادپذیری
📌توجه به اقشار ضعیف
📌درصدد کاهش گرفتاری‌های مردم
📌با مفاسد اقتصادی قاطعانه برخورد نماید

💖 اللهُمَّ عَجِّــــلْ لِوَلِیِّـکَ الْفَــــرَجْ 💖

☆آهِ آهِ شَـــوْقاً إِلَـــــی رُؤْیَتِـهِــــــمْ!☆

•••❁❀❈◦✨🌹✨◦❈❀❁•••

💖آه، آه، چــــــه ســــــخـت
اشتیاقِ دیدارشــان را دارم!

📚 نهج‌البلاغه، فرازی از حکمت ۱۴۷ (بند۵)

❀•🌸•﷽•🌸•༻⃘⃕❀༅

❀نهج‌البلاغه در آینه تصویر❀

إِنْ کَانَ لَابُدَّ مِنَ الْعَصَبِیَّةِ فَلْیَکُنْ تَعَصُّبُکُمْ
🌱لِمَـکَارِمِ الْخِـصَالِ،
🌱وَ مَحَامِدِ الْأَفعَالِ،
🌱وَ مَحَاسِنِ الْأُمُور.

┄═❁✦❀🌹❀✦❁═┄

اگر در تعصّب ورزیدن ناچارید،
✨برای اخلاق پسندیده،
✨افــــــعال نیـکـــــــــو،
✨و کـارهــــای خـــــوب
تعصّب داشته باشیــد.

📚 نهج‌البلاغه، فرازی از خطبه ۱۹۲ (بند۱۲)

#نهج_البلاغه
📤 https://eitaa.com/nahjolbalagheiha

بمب های انرژی روزانه

قبل از اینکه به ادامه نوجوانی وجوانی بپردازم فعلا دوست دارم از همین الان بنویسم از الان که ماه رمضونه .

ما عادت کردیم در ماه رمضون قرآن بخونیم هر روز حداقل چند صفحه

کاش میشد هر جزعی که میخونیم بعدش بریم تو اینترنت خلاصه ی چیزی که تو این جزع به ما خدا میخواد بگه بفهمیم

ما که تو اینترنت همه چیز جست وجو میکنیم چی بالا تر از این

کانال مهدوی ارفع هم دنبال میکنم هر روز یه سخن امیر المومنین میگه؛ چقدر دلنشینه

ما همه کس را دنبال میکنیم الا سخنان کسایی که باید دنبال کنید تا به منزله مقصود برسیم

در واقع همه چی سرابه الا راه وسخنان مولامون

🍃برگی از #نهج_البلاغه

💫#ارزشهای_والای_انصار

🍃حکمت
۴۶۵- وَ قَالَ ( عليه السلام ) فِي مَدْحِ الْأَنْصَارِ :
هُمْ وَ اللَّهِ رَبَّوُا الْإِسْلَامَ كَمَا يُرَبَّي الْفِلْوُ مَعَ غَنَائِهِمْ بِأَيْدِيهِمُ السِّبَاطِ وَ أَلْسِنَتِهِمُ السِّلَاطِ .

🍃و درود خدا بر او فرمود: (در ستايش انصار فرمود:) بخدا سوگند! آنها اسلام را پروراندند، چونان مادري كه فرزندش را بپروراند، با توانگري، با دستهاي بخشنده، و زبانهاي برنده و گويا

💫💫💫💫💫💫

@mahdavi_arfae
💫💫💫💫💫💫💫

❈نهج‌البلاغه در آینه تصویر❈

🌱اللهُـمَّ عَجِّــــلْ لِوَلِیِّـکَ الفَــرج

🔸آنگاه که خوارج شعار "لا حُکمَ اِلّا‌ الله" را سر دادند،

آقا امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) در پاسخ به آنها خطبه ۴۰ را ایراد فرمودند، که در بخشی از این خطبه آمده است:

▫️در حکــومتِ پاکـــــــان،
پرهیزکار به خوبی انجام وظیفه می‌کند.

📚 نهج‌البلاغه، فرازی از خطبه ۴۰

#نهج_البلاغه
📤 https://eitaa.com/nahjolbalagheiha

╚🌹🌹════ೋ⛥࿐

نوجوانی

ما روز به روز بزرگتر میشدیم ودیگه بعضی جاها برامون خسته کننده میشد

دیگه میخواستیم مستقل نظر بدیم که کجا بریم کی بریم

یا اصلا بریم یا نه

بعضی وقتا هم به خاطر امتحان یکی از مسافرت میموندیم

وچه دعواهایی که با هم نمیکردیم تا حدی که شوهر خواهرم چون آشنایی با دعواهامون نداشت میترسید میگفت طوریشون نشه

بعضی وقتا جوری همو میزدیم در حد مرگ

من خودم به شخصه وقتی حرصم در میاومد گاز میگرفتم در حدی که میخواستم گوشتشو بکنم

چون در حدی کتک میخوردم که دیگه احساس میکردم استخونم جا به جا شده که نمیشه حرکتش داد

نوجوونی

حالا عید که تموم مییشه دیگه کم کم هوا گرم میشه بوی طالبی هایی که بابام میخرید تو خونه خونه میپیچید چقدر برام دل انگیز بود

وحصیر های پشت پنجره که دیگه پایین میکشیدیم ولونه یاکریم هایی که تو زمستون بالاش لوله کرده بودن فرو میریخت ولی چکار میشد کرد دیگه تابستون شده بود وهوا هم به شدت داغ واگه نمیکشیدیم آفتاب مستقیم وسط اتاق

مثل الان نبود خونه هارو چند طبقه کرده باشن که از ذره ای آفتاب هم محرومیم

غروب ها دنبال پدرم راه میوفتادیم بریم باغ سید که روبرو کوچمون بود برا خرید انارو انجیر؛وای که چه انجیرای سیاه و شیرین وبزرگ بود ,که مادرم باباهاشون چه مرباهایی درست میکرد ​​​​​​

بعد از ظهرا که بابا م از خواب بلند میشد هر جا بودیم خودمونو به حال میرسوندیم وآماده خوردن میوه هایی میشدیم که بابام قسمت کرده بود هندونه توت فرنگی گیلاس و....

و دیگه کارنامه مونم گرفته بودیم وخودمونو آماده رفتن به کاشمر ومشهد میکردم

هر روز صبح که بلند میشدیم مپرسیدم بابا بلیط گرفت

بابام از سر صبح میرفت توصف بلیط قطار

بعضی وقتا گیر نمی آورد باید یه روز دیگه میرفت

چقدر من تو تابستون برعکس بچه های دیگه منتظر تموم شدنش بودم وادامه مدرسه ها با این حال که کلاس تابستونی هم ثبت نام میکردم

نوجوونی

حالا عید که تموم مییشه دیگه کم کم هوا گرم میشه بوی طالبی هایی که بابام میخرید تو خونه خونه میپیچید چقدر برام دل انگیز بود

وحصیر های پشت پنجره که دیگه پایین میکشیدیم ولونه یاکریم هایی که تو زمستون بالاش لوله کرده بودن فرو میریخت ولی چکار میشد کرد دیگه تابستون شده بود وهوا هم به شدت داغ واگه نمیکشیدیم آفتاب مستقیم وسط اتاق

مثل الان نبود خونه هارو چند طبقه کرده باشن که از ذره ای آفتاب هم محرومیم

غروب ها دنبال پدرم راه میوفتادیم بریم باغ سید که روبرو کوچمون بود برا خرید انارو انجیر؛وای که چه انجیرای سیاه و شیرین وبزرگ بود ,که مادرم باباهاشون چه مرباهایی درست میکرد ​​​​​​

بعد از ظهرا که بابا م از خواب بلند میشد هر جا بودیم خودمونو به حال میرسوندیم وآماده خوردن میوه هایی میشدیم که بابام قسمت کرده بود هندونه توت فرنگی گیلاس و....

و دیگه کارنامه مونم گرفته بودیم وخودمونو آماده رفتن به کاشمر ومشهد میکردم

هر روز صبح که بلند میشدیم مپرسیدم بابا بلیط گرفت

بابام از سر صبح میرفت توصف بلیط قطار

بعضی وقتا گیر نمی آورد باید یه روز دیگه میرفت

چقدر من تو تابستون برعکس بچه های دیگه منتظر تموم شدنش بودم وادامه مدرسه ها با این حال که کلاس تابستونی هم ثبت نام میکردم

دبستان

عید شد ومثل همیشه دیدو بازدید وذوق گرفتن عیدی

بابابزرگ ومادر بزرگم از شهرستان اومدنو موندن خونه ما که صبح دل انگیز عید خونه ما باشن

بابا بزرگم مثل هرسال اول صبح لباس نوشو پوشید وعیدیاشو آماده کرد تو اتاق مهمون خونه نشست

بابامونم مارو صدا میزنه که بیدار بشیم عید شده

ما هم لباس نو مونو میپوشیم و به طرف اتاق مهمون خونه

که از بابابزرگ عیدی بگیریم هر کی زود تر عیدیشو میگرفت میومد به بقیه نشون میداد و بقیمونم از هم به رفتن به اتاق پدر بزرگ از هم سبقت میگرفتیم بوس میکردیمو عید مبارکی میگفتیمو عیدی میگرفتیم

مادرم تو آشپز خونه مشغول صبحانه آماده کردن و کارای مهمونایی که تا یکی دوساعت دیگه میومدن بود

مادرو بابام همیشه سراغ عیدیامو میگرفتن ومن از پاسخ بهشون طفره می رفتم یک روز که مدرسه مادرمو خواست در واقع خیلی وقت بود مدرسه مادرمو میخواست ولی من نمیگفتم به مادرم

تا مدیر به دوستم گفت بیاد به مادرم بگه

مادرم اومدو

هم مدیر از سوتفاهمی که پیدا کرده بود نسبت به پولای زیادی که تو مدرسه خرج میکردم

وهم خانوادم از عیدیام خبردارشدن

حالا من اینقدرا هم شکمو نبودم فقط میخریدم به بچه ها میدادم

یا بعضی وقتا غیر عیدی پولی که دستم میومد با مادر حرم که میرفتم کتاب داستان میخریدم یا به داداشم میگفتم از همون راهی که بعد از ظهر نون میگیری میای یه مجله هم برام خر

کلا اهل مطالعه هم بودم وچقدر عاشق کتاب خوندم مخصوصا داستان بودم

کتابی در خونه از دست من در امان نبود حتی اگه مناسب سنمم نبود

دبستان

صبح زود مثل همیشه برای مدرسه ساعت هفت از خونه زدم برون

مدرسه ما تا خونمون چهار کوچه فاصله داشت نمیدونم چطور مامانم اینقدر زود برا رفتن به مدرسه چیزی نمیگفت

ازونجایی که زود میرسیدم ودوستامم بودن حسابی قبل از زنگ صف بازی میکردیم فکر کنم از قبل این قرارو با هم گذاشته بودیم

دبستان

از مدرسه که اومدم لباسامو در اوردم ومثل همیشه تا کردم گوشه خونه گذاشتم چقدرم خوشحالم که با نظمم وسط خونه ننداختم بعد یک راست به طرف حیاط وبازی با داداشم

چقدر حیاط کوچک خونه بابام برام بزرگه

وتا صدامون نمیکردن که بیاید برا غذا ,نمیومدیم

کودکی

چشم که باز کردم دیدم دختر خالم اومده بالاسرم داره با شیطنت بچگونش بهم لبخند میزنه با خودم گفتم حتما یه خرابکاری کرده پیش همه انداخته گردن من. هر چی بهش گفتم چرا میخندی گفت هیچی

بلند شدم رفتم توی آشپزخانه آب بخورم، که دیدم تمام ماست ها ریخته روی فرش وهمه با عصبایت به من نگاه میکردن تازه متوجه شدم که چی شده

از وقتی خالم دخترشو برای چند روز که میخواست مسافرت بره اورده بود خونه ما ،آسایش برای من نزاشته بود

من همیشه راه خودمو میرفتم کار خودمو میکردم از دیوار صدا میومد از منم میومد ولی این دختر کاری کرده بود که دیگه نه تنها صدا، جیغ وداد هم میکردم

من ازون بچه هایی هم نبودم که حقمم خورده بشه چیزی نگم

حداقل تو خونه اینجور نبودم

دعای  تاب آوری


روش‌های تاب‌آوری در دعای پانزدهم صحیفه سجادیه


یکی از مسائل مهمی که همه انسان‌ها در هنگام برخورد با مشکلات زندگی به آن نیاز دارند، تاب‌آوری است؛ یعنی به دست آوردن قدرتی که آنها را در شرایط ناگوار زندگی یاری دهد.

یکی از منابعی که به نحو زیبا و در قالب دعا به این مهم پرداخته است صحیفه سجادیه است.

نوشته حاضر با بررسی دعای پانزدهم این کتاب شریف، به بیان و تحلیل راهکارهایی که در این مناجات مطرح شده است پرداخته است و به عنوان

موید این راهکار‌ها، برخی از آیات و روایات مناسب بحث را

نیز مطرح کرده است.

هدف از این تحقیق ارائه روش‌های مناسب در جهت تقویت تاب‌آوری در انسان هاست.

راهکارهایی که در این نوشتار مطرح شده است چهار راهکار شناختی است؛ توجه به نعمت ها، مثبت نگری، اعتقاد به تقدیر و توجه به قدرت برتر در حل مشکلات.

در هنگام پیدایش مشکل، توجه به این نکات به میزان قابل توجهی قدرت تاب‌آوری را در انسان گسترش می‌دهد.

واژگان کلیدی: تاب‌آوری- صحیفه سجادیه – امام سجاد (علیه السلام) – مشکلات

بدون تردید انسان‌ها در هنگام بروز مشکلات درزندگی، نیاز مند یک توانایی هستند که آنها را در مسیر رسیدن به اهدافشان یاری دهد و مصائب پیش آمده، آنها را در اینم سیر متوقف نکند.

منابع اسلامی به عنوان مراجعی که از وحی سرچشمه می‌گیرند، راهکارهای مناسبی را در این زمینه ارائه کرده‌اند که از بین این منابع، صحیفه سجادیه در دعای پانزدهم به این مسئله پرداخته است.

با این وجود متأسفانه به راهکار‌های مطرح شده در این دعا‌ها کمتر توجه شده است. به همین علت این تحقیق بر آن است تا به این سؤال پاسخ دهدکه راهکارهای تاب‌آوری در دعای پانزدهم صحیفه سجادیه چیست؟

اهمیت و ضرورت:

با توجه به این که وجود مشکل در زندگی باعث کندی و یا توقف حرکت افراد در مسیر اهدافشان می‌شود، آموزش راهکار‌های تاب‌آوری به انسان‌ها ضرورت پیدا می‌کند.

از سویی راهکارهای ارائه شده در مباحث روانشناسی بیشتر بر پایه نظریات غربی بنا شده است؛ به همین خاطر ارائه راهکارهای مطرح شده در منابع اسلامی از ضرورت دو چندانی برخوردار است.

پیشینه پیدایشی:

هرچند می‌توان تاریخچه مطالعات تاب‌آوری را به تاریخچه مطالعات مربوط به استرس و پیامدهای ناشی از آن مربوط دانست ولی به عنوان یک بحث مستقل در سال 1960 میلادی از سوی برخی روان‌شناسان و روان‌پزشکان علاقه‌مند به سبب‌شناسی آسیب‌های روان این بحث مطرح شد.

علت روی آوردن به این مسأله، عملکرد طبیعی و تاب‌آوری کودکانی بود که دارای مشکلات خاصی در زندگی خود بودند.


پیشینه پژوهشی:

هر چند در مورد دعاهای صحیفه سجادیه و تحلیل روانشناختی آنها مقالات و کتب متعددی نوشته شده است اماپیرامون بحث تاب‌آوری در دعاهای صحیفه سجادیه کارچندانی صورت نگرفته است.

تنها اثری که در این زمینه یافتیم مقاله‌ای است با عنوان"اثربخشی روان‌درمانی مذهبی معنوی با تأکید بر دعاهایشماره 15 و 23 صحیفه سجادیه بر نگرش به بیماری وسلامت روان بیماران مبتلا به سرطان."

که این مقاله فقط به بیان اثراتی که دعاهای 15 و 23 این کتاب شریف بر تاب‌آوری بیماران سرطانی داشته است

می‌پردازد و در مورد تحلیل دعای پانزدهم و بیان راهکارهایت تاب‌آوری مطرح شده در این دعا بحثی صورت نگرفته است.

در واقع یک پژوهش میدانی است در مورد اثرات دعاهای صحیفه سجادیه بر نگرش بیماران سرطانی.


در این نوشته دعای پانزدهم را مورد تحلیل قرارمی‌دهیم و ضمن بیان مفهوم فرازهای مختلف آن و بیان احتمالات موجود در هر فراز، روایات و آیات مربوط به راهکارهای مطرح شده را می‌آوریم.


یکی از اموری که نشان از سازگاری مثبت انسان با شرایط ناگوار زندگی است، قدرت تاب‌آوری است.

انسان‌هایی که از تاب‌آوری بالایی برخوردار هستند به راحتی و سختی‌های زندگی را تبدیل به یک فرصت می‌کنند و هیچ‌گاه در مسیر رسیدن به اهداف خود متوقف نمی‌شوند.

در منابع اسلامی راهکارهای متعددی برای افزایش قدرت تاب‌آوری در انسان‌ها بیان شده است.

یکی از این منابع کتاب شریف صحیفه سجادیه است که امام سجاد (علیه السلام) در قالب دعا به عوامل افزایش تاب‌آوری اشاره می‌کنند.


مفهوم شناسی:


تاب‌آوری:

این کلمه معادل واژه Resilience است و در فرهنگ لغت به معنای جهندگی و ارتجاعیت آمده است.

(حییم، 1376، ص: 534)

در اصطلاح روانشناسی تاب‌آوری ظرفیت حفظ کارکرد شایسته در مواجهه با عوامل استرس‌زای اصلی زندگی است.

(حسینی المدنی به نقل از کاپلان و همکاران، 1395، ص: 19)

با توجه به این تعریف نمی‌توان تاب‌آوری را معادل واژه صبر دانست؛ زیرا صبر ،حفظ طمأنینه در دشواری‌ها و مهار مستمر نفس از بیتاب‌شدن است.

(امیری، میر‌دریکوندی، احمدی محمد آبادی، 1392، ص: 21)

در واقع تاب‌آوری نه تنها تحمل سختی‌هاست بلکه برخورد فعال با آنها و نوعی تعامل مثبت با شرایط ناگوار است.